حمد الله مستوفى قزوينى

295

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

خلافت امير المؤمنين المستنصر باللّه منصور بن الطّاهر شانزده سال و يازده ماه « 1 » 1 چو طاهر روان شد به ديگر سرا * پسر گشت بر جاى او پادشا مر آن شاه را نام منصور بود * به مستنصر او را لقب برفزود به عهدش جهان « 2 » گشت رشك بهشت * همه راغ باغ و همه كوه كشت در آن عهد غمگين بجز جغد « 3 » نيز * نبودى در آن مملكت هيچ چيز 5 ز اسلاف دادى نشان خراب * به حسرت در آن دولت كامياب چنان بود آباد آن بوم‌وبر * ز تدبير آن خسروِ نامور كه محصول آن از تُمن « 4 » شش هزار * فزون بود دينار آن روزگار مفصّل بر اين ديده‌ام دفترى * كه پرداخته بود نامآورى در اين عهد سيصد تُمن « 5 » كمترست * ببين فرق چندش به چند اندرست 10 چو بگذشت از شاهى او دو سال * به كار عمارت برافراخت بال يكى مدرسه كرد خرّم بنا * برآورد در هفت سالش به‌پا كه مستنصريّه كنون نام يافت * وز آن طالب علم دين كام يافت حقيقت كزان پيشتر در جهان * نبُد مدرسه ساخته كس چنان نه كس وقف كردند بر يك مقام * بر آن‌گونه بسيار از خاصّ و عام 15 كنون گرچه اوقاف او شد خراب * بسى نيز شد ملك از زور و تاب « 6 » هنوز است حاصل ورا بيش از آن * كه شايد از آن داشتن ده چنان

--> ( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : سال يازده ماه . ( 2 ) ( ب 3 ) . در اصل : جنان . ( 3 ) ( ب 4 ) . در اصل : بحر جغد . ( 4 ) ( ب 7 ) . در اصل : ارتمن ؛ سب : محصول از تومن . ( 5 ) ( ب 9 ) . سب : تومن . ( 6 ) ( ب 15 ) ( دوم ) . سب : بسى نترسد ؟ ؟ ؟ ملك از رور و تاب .